از عشــــقـــ....
یه~~~~ پسر~~~~تنها


دورتر از فاصله هاییم ولی ، عشق نزدیک ترین حادثه بین من و توست !

http://oi45.tinypic.com/107v3bp.jpg


نفسهایم را بشمار چون آنها را به قیمت دوست داشتنت از دست میدهم نه برای گذر عمر !

http://oi46.tinypic.com/2mgmjro.jpg


دلم یه رمان میخواد که اولش من و تو باشیم ، آخرش ما !



+ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18:21 توسط (:محمد:)

نمی دانم این چه حسی است؟

شایدامید وصالت به پیکرم نفس عیسایی میدمد تا

تو را، آن نیمه گمگشته را با جوید

http://media-cache-ec0.pinimg.com/736x/13/0f/f2/130ff2a8554a855dcb7d29d24ca460f5.jpg

خستگی را زندگی کرده ام
می خواهم کمی هم زندگی را خسته کنم !



برچسب‌ها: آخرین پستام
+ سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲ ساعت 1:0 توسط (:محمد:)

ﺗﻨﻬﺎ کسی که ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺑﻬﻢ ﭘﺎ ﺩﺍﺩ غم ﺑﻮﺩ
ﺍﻻﻧﻢ ﺗﺮﻳﭗ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﻴﻢ …


اگه کسی گریه میکنه به خاطر این نیست که ضعیفه،
به خاطر اینه که واسه یه مدت طولانی قوی بوده…

رسیده ام به حس برگی که میداند بادازهرطرف که بیاید

سرانجامش افتادن است



ما گفتیم ﮐﻮﭼﯿﮑﺘﯿﻢ ﺍما ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﻮ فکر ﮐﻨﯽ ﮔﻨﺪﻩ ﺍﯼ کوچولو …

برچسب‌ها: تنهایی ینی
+ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 20:27 توسط (:محمد:)
کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود ، و آخرین سیاه پوش که مرا فراموش می سپارد چه کسی خواهد بود تا قبل از مرگم جانم را فدایش کنم.

آدم هـای کنـارم مثل جــمعه می‌ مانند

معلــوم نمی‌ کند “فـرد” هستـند یا ” زوج”

پـــر از ابــهامند…


برچسب‌ها: مرگ وزندگی
+ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 3:41 توسط (:محمد:)
با جنگل و دريا و كوه ميتوان بهترين لحظات دو نفره را ساخت

اما براي يك تنها فقط گم شدن و غرق شدن و سقوط ...

قانع شدم


تو قسمت من نه


مال مردم بودی


قربان دلم که مال مردم خور نیست...

تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه!

این نیست که با کسی دوست نباشی!

 

این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!

 

تنهایی یعنی "هیچکس نمیفهمه حالت بده"


برچسب‌ها: تنهایی
+ شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 15:30 توسط (:محمد:)
این پست حذف شد...
+ یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 3:42 توسط (:محمد:)

تااخر بخونیدحتما

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو  اتاق لباسهاشو

عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه

میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ،

دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در

رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس

قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این

صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای

مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
 
 
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه.

کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم

میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
 

 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم

چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو

اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش

بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی

و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه

دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه

زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟!

روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟!

علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب

هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
 
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز

چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می

گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز

یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست

عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من

دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست

آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا

تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم

بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم.

واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با

رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ

شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
 

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه

می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو

سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو

دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد

نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد

دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه

پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی

و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و

یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند...



+ پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 4:13 توسط (:محمد:)

تا حالا شده

ساعت ها زير دوش به كاشي هاي حموم خيره ميشي

غداتو سرد مي خوري

صبحانه رو شام ، ناهار و نصف شب

لباسات ديگه به تنت نمياد

همه چي رو قيچي مي زني


ساعت ها به يك آهنگ تكراري گوش مي كني و هيچ وقت

اونو حفظ نميشي

اين قدر علامت سوالاي تو فكرتو ميشمري

تا آخرش روبالش خيست خوابت ببره

تنهايي از تو آدمي ميسازه

كه ديگه شبيه آدم نيست

تنهايي

http://www.gahshenood.com/wp-content/uploads/2012/03/40-Distance.jpg

+ پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 1:47 توسط (:محمد:)
Free Sad & Heart Broken Wallpaper

Free Sad & Heart Broken Wallpaper


برچسب‌ها: عکس قطره اشک
+ سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:46 توسط (:محمد:)
یکی نیس بگه  شما  دیگه چرا ناراحتی؟؟

Free Sad & Heart Broken Wallpaper

Free Sad & Heart Broken Wallpaper


برچسب‌ها: ناراحت
+ سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:40 توسط (:محمد:)
عکسا توادامه ...


برچسب‌ها: خودکشی رگ
ادامه مطلب
+ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:59 توسط (:محمد:)
حال اعدام به تاخیر افتاده ای را دارم
که آتش گرفته است و اما
تماشاچیان بال بال می زنند
که انگار دارند می سوزند!


برچسب‌ها: خودکشی
+ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:46 توسط (:محمد:)

آدمها نسیه راست می گویند و دست به نقدشان عالیست
نامردی هایشان را مردانه می کنند و
زورشان فقط به زیر دستهایشان می رسد



برچسب‌ها: خودکشی
+ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:29 توسط (:محمد:)

خراج چشمهایت را

آنقدر گریه کرده ام

که بدهکارم شده ای

بیا و قبل از مرگم حسابت را صاف کن


برچسب‌ها: خسته ام
+ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 3:14 توسط (:محمد:)

تقویم خانه مان

هرسال از نیامدنت خودکشی می کند


برچسب‌ها: خودکشی
+ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:54 توسط (:محمد:)

دل تنگم!

دل تنگِ خیلی چیزها

دل تنگ این همه دل تنگی ها

چیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشت!

دل تنگم

دل تنگ نیمه شبهای دل تنگی

دل تنگ این همه نبودن ها

دل تنگ این همه دل تنگی ها

دل تنگ عهدهایی که کسی آنها را نبست

دل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد و نیست

و تمام هست هایی که نیست

حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد!!

دل تنگ تر نیز خواهم شد

می رسد روزی که بگویم:

دلم برای آن روزها ی دل تنگی تنگ شده!!


برچسب‌ها: دلتنگم
+ چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:21 توسط (:محمد:)